» احمدینژاد ریاست جلسه «نم» را به نوری مالكی سپرد ( 1391/6/9 )
» پیام کتبی پادشاه عربستان به مقام های ایرانی ( 1391/6/9 )
» هاشمی: برنامه حذف یاران انقلاب ادامه دارد ( 1391/6/8 )
» حاشیههای ملاقات رسمی بانكیمون با رییس مجلس در بهارستان ( 1391/6/8 )
» 200 كماندوی انگلیسی به همراه نیروهای ام.آی.6 و سیا وارد سوریه شدند ( 1391/6/8 )
» رئیسجمهور کره شمالی به ایران آمد ( 1391/6/8 )
» مرز ايران با شمال عراق بسته شد ( 1391/6/7 )
» پیشنهاد تشکیل «ستاد فراقوهای» یا ارسال سیگنال برای بحرانی نشان دادن شرایط داخلی!؟ ( 1391/5/28 )
» واکنش کاخ سفید به سخنان احمدینژاد ( 1391/5/28 )
» پاسخ ایران به بحرین درباره بازگشت سفیر پاسخ ایران به بحرین ( 1391/5/28 )
» حمله به سفارت روسیه در انگلیس ( 1391/5/28 )
» نسخه چاپيارسال به دوستان سالک و زارعی نواب اول و دوم رئیس حدادعادل رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس شد ( 1391/5/26 )
» نسخه چاپيارسال به دوستان رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از آزادگان کشور: زائده دروغین و جعلی صهیونیس ( 1391/5/26 )
» نسخه چاپيارسال به دوستان احمدینژاد در دیدار با رییس جمهور ترکیه مطرح کرد انتقاد از مواضع ضد سوری بر ( 1391/5/26 )
» حاشیه های مراسم افتتاحیه اجلاس فوق العاده سران كشورهای اسلامی ( 1391/5/26 )
» دمشق خبر سقوط يك فروند جنگنده سوری را تاييد كرد ( 1391/5/26 )
» بيانيه ارتش به مناسبت روز قدس ( 1391/5/26 )
» بورس 7 تا 11 شهریور تعطیل است ( 1391/5/26 )
» بهنوش بختیاری هم خواننده شد! ( 1391/5/25 )
ما میخواستیم و میتوانستیم؛ نگذاشتند!
, 20:19 | نويسنده : aysoda |شفاف: دولت نهم با شعار «ما میتوانیم» زمام اجرائی کشور را در دست گرفت. اگر برگردیم به روزهای خرداد و تیر 84، تبسمی را بر لبهای مردم عادی کوچه بازار میبینیم که درش امیدی نهفته بود، امید به «مردی از جنس مردم» و امید به تحقق «خبری در راه است». اگر حافظهی ضعیف تاریخیمان درست بگوید در برنامه گفتگوی ویژه شبکه دو مجری از محمود احمدی نژاد پرسید اگر شما رئیس جمهور شوید –که شد- بعد از سه ماه چه اتفاقی میافتد؟ نامزد انتخابات آن روزها و رئیس جمهور چند روز بعد آن گفت مردم خواهند دید همه چیز از نو شروع خواهد شد و انرژیهای خاموش به حرکت میآیند و شور و نشاط و امید زنده خواهد شد.
مردم با امید به وی رای دادند. گمانشان این بود کسی از خودشان است و دست مفسدین اقتصادی رو خواهد شد و بسته. اما این اتفاق هیچگاه نیافتاد. یکی دو سال اول با این توجیه که برای کارهای مهم یکی دو سال کم است و باید وقت داد، تمام شد. اما سالهای بعد کمکم به این نتیجه رسیدیم که «خبری در راه نیست» و رئیس دولت نهم و دهم چیزی فراتر و ماورائیتر از دولتهای پیشین نیست. دیگر کسی کتاب معجزه هزاره سوم را نمیخرید و مردم هاله نور را باور نداشتند.
در برابر این سؤال که وعدههاتان و امیدهای مردم چه شد، چه پاسخی بهتر این که «ما میتوانستیم و میخواستیم اما نگذاشتند». این سیاستی است که همیشه بوده است. تکثر نهادها در ساختار حکومت بستر مناسبی برای این سیاست قدیمی و کارآمد است. فاعل نگذاشتند و این که چه کسی مانع کارها میشود هیچگاه گفته نشده است و گفته نخواهد شد و قرار نبوده که گفته شود.
این پاسخ و این سیاست گاهی صریح است مثل این که گفته شود که عدهای تلاش میکنند چوب لای چرخ دولت بکذارند یا عدهای ترمز قطار دولت را میکشند. گاهی هم در میان اظهاراتی دیگرگونه نهفته است. رئیس دولت اصلاحات وقتی سخن از ایجاد بحران در هر نه روز میکند به این معناست که این بحرانها مانعتراشی برای کارهای اجرائی است یعنی همان نمیگذارند.
به نظر میآید دولت کنونی هم به این سیاست نمیگذارند روی آورده است اما نه با گفتن نمیگذارند با نشان دادن آن. و البته این نشان از کیاست آنان دارد. در چند وقت اخیر هر از گاهی اظهاراتی عجیب از سوی دولتمردان و حتی رئیس آن میشنویم که در نگاه نخست واضح است نشدنی است. این اظهارات چون از سوی فردی که سمت بالایی دارد و نیز در رسانهها منتشر شده است واضح است که با واکنش کارشناسان مواجه خواهد شد. این واکنش همان چیزی است که انتظارش میرفت. کارشناسان خواهند آمد و خواهند گفت که این وعدهها نشدنی است و ارقام و آمار نشان میدهند و نمودار میچینند که امکان ندارد. نمایش تمام میشود. ما میخواستیم اما اینها میگویند نمیشود و نمیگذارند و در رسانهها فشار میآورند.
نمونههای این سیاست را میتوان در وعدهی هر نوزاد یک میلیون تومان، هر خانوار ایرانی هزار متر برای ساخت زمین و باغ، سه برابر شدن یارانهها و ... مشاهده کرد. پس از این وعدهها کارشناسان و اقتصاددانان آمدند و گفتند این وعدهها نشدنی است و ناخواسته پردهی بعدی نمایش را اجرا کردند. تکرار این وعدهها و نشد نشدهای کارشناسان خود به خود این مساله را در ذهن مردم جا میاندازد که دولت میخواست کارهای بزرگ کند اما نمیگذارند.
باید چه کرد. دو راه ساده برای بیاثر کردن سیاست کارآمد «ما میخواستیم، نمیگذارند» است، یک سکوت. وقتی همه میدانند که فلان وعده نشدنی است و از گفتار فراتر نمیرود چه لزومی دارد آن را نقد کرد، باید سکوت کرد تا فراموش شود و اگر فراموش نشود این پرسش باقی بماند پس چه شد؟
راه دوم، تایید و حتی فرابردن این وعدههاست. مثال روشن این پاسخ را میتوان در اظهارات یکی از کارشناسان به وعدهی سه برابر شدن یارانهها دید. این کارشناس با نسان دادن ارقام و آمار درباره درآمد نفت میزان واقعی یارانهها برای هر فرد را سیصد هزار تومان نه سه برابر مقدار فعلی یعنی صد و سی و پنج تومان اظهار کرده بود. این پاسخ رو به جلو ترفند ما میخواستیم شما نگذاشتید را خنثی میکند و حتی حملهای نو به جانب حریف را آغاز میکند. فوراً این سؤال مطرح میشود چرا به مردم کم یارانه میدهند و چرا از این وعده استفاده تبلیغاتی میکنند.
اگر واقعاً کسانی که وعده میدهند چنین قصدی داشته باشند که کارهای نشد را بگویند تا کارشناسان فردایش نفی کنند بهترین راه این است که تأیید کنند و حتی جلوتر بروند. مثلا کارشناسان بگویند هر خانوار باید دو هزار متر زمین بگیرد، هر نوزاد باید پنج میلیون بگیرد. یارانهها باید سیصد هزار تومان باشد. یا سکوت کنند. اگر میدانند این وعده از آن نشدهاست. یا لااقل در پنهان نقد کنند تا فردا روزی نگویند ما میتوانستیم و میخواستیم و نگذاشتند.
نظرات شما عزیزان:
برچسبها: